تاريخ : دوشنبه 10 تیر 1392 | 12:20 | نویسنده : hvaliasr

 

 

 

 

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید

 



یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره
عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره
ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست
مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم
اینها را هم میشود خورد

این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی ره



  • سیتی جاوا
  • مهریه
  • 💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران